تبليغاتX
عروس شهر آفتاب


به نام او

عاشقانه

و آنگاه که زير شکنجه ی حرفهای سردت بودم
و هر لحظه اين سرما
روح گرمم را می افسرد
ايمان داشتم که دوستت دارم ...
ولی لب به سخن نگشودم
و تمام حرفهايت را شنيدم ...
تا آخرين کلمه ...
گمان مکن نگاههای سردت
کوچکترين ترديدی بر من وارد کرد ....
چون من اين نگاهها را دوست داشتم ....
اين چشمها را دوست داشتم ...
حرفهايت که تمام شد ...
    باز هم ايمان داشتم که دوستت دارم                                               و لکه ی اشکی که از چشمت چکيد
                         

patogh irشبي از پشت يک تنهايي غمناک و باراني تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا کردمpatogh ir

patogh irتمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردمpatogh ir

patogh irپس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساسpatogh ir

patogh irتو را از بين گلهايي که در تنهايي ام روييدpatogh ir

patogh irبا حسرت جدا کردمpatogh ir

patogh irو تو در پاسخ به آبي ترين موج تمناي دلم گفتي :patogh ir

دلم حيران و سر گردان چشماني است رويايي...patogh ir

patogh irو من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم...

patogh irتو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردمpatogh ir

patogh irو تو رفتي....patogh ir

patogh irو بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد...patogh ir

patogh irو بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شدpatogh ir

patogh irو گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشتpatogh ir

patogh irتمام بالهايش غرق در اندوه غربت شدpatogh ir

patogh irبعد از رفتنت انگار کسي حس کرد که من بي تو تمام هستي آم از دست  خواهد رفت...patogh ir

patogh irو من با آنکه مي دانم تو هرگز نام من را از زبان عبور نخواهي دادpatogh ir

patogh irهنوز آشفته ي  چشمان زيباي تو ام...patogh ir

patogh irبرگرد !patogh ir

patogh irببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد ؟patogh ir

patogh irو بعد از اين همه طوفان و هم پرسش و ترديد کسي از پشت نقاب پنجره آرام و زيبا گفت :patogh ir

patogh irتو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردمpatogh ir

patogh irو من در حالتي ما بين اشک و حسرت و ترديد کنار انتظاري که بدون پاسخ و سرد است...patogh ir

patogh irو من در پاييزي ترين ويراني يک دل ميان بغضي از جنس يک غروب ساکت و نارنجي....patogh ir

patogh irنمي دانم چرا ؟patogh ir

patogh irشايد به رسم عادت و پروانگي مان ...patogh ir

patogh irباز براي شادي و زيبايي باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردمpatogh ir

                                   patogh ir  تارا گلیpatogh ir 

ادامه مطلب نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/17ساعت 9:17 قبل از ظهر توسط تارا |


ساعت ....و ... موسيقي

 


Cool Status Bar Scroller JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes

کد آهنگ در وب نوا